زیاد طول کشیده است؟ صفحه بارگذاری را ببندید.

پایش وضعیت بلبرینگ با مثال واقعی

0

در این مقاله سعی می­گردد تا نقش ابزارها و روشهای جدید پایش وضعیت بلبرینگ در تشخیص سریعتر خرابیها و به کنترل گرفتن آنها توسط گروههای تعمیراتی، در قالب مثال عملی ارائه گردد.

 

پایش وضعیت بلبرینگ

آنالیز ارتعاشات بعنوان روشی در جهت پایش وضعیت و تشخیص خرابی بیرینگ­ها همواره مورد استفاده قرار گرفته است. اصولاً پایش وضعیت را می­توان به سه شاخه اصلی تقسیم­بندی نمود:

۱. آشکارسازی ( (Detection

آشکارسازی اغلب بسیار آسان و در حد تشخیص تعییر جدی در شرایط مکانیکی تجهیز مانند صدا، دما، ارتعاشات کلی و … می­باشد.

۲. عیب­یابی (Diagnosis)

در این مرحله از تشخیص هدف تعیین محل و نوع خرابی بوجود آمده در تجهیز می­باشد.

٣. پیش­بینی (Prognosis)

پیش­بینی شامل تخمین عمر باقی مانده قطعه معیوب می­باشد.

یکی از معمولترین روشها در صنعت جهت شناسایی خرابی و پایش وضعیت بلبرینگ، استفاده از طیف فرکانسی تجہیز و تحلیل آن بر اساس دور و فرکانسهای خرابی بیرینگ می­باشد.

در این روش طیف فرکانسی تجهیز بر اساس دور تجهیز و فرکانسهای خرابی بیرینگ مورد تحلیل قرار گرفته و با مشاهده وجود پیک در فرکانسهای مذکور، خرابی بیرینگ مشخص میگردد.

با توجه به مطالب ارائه شده و با استناد به تجربیات عملی کسب شده در روش فوق جهت تشخیص خرابی بیرینگ، یکی از معایب این روش را می­توان در عدم امکان پیش­بینی عمر بیرینگ معیوب دانست. چرا که در این روش خرابی بیرینگ در مرحله­ای مورد تشخیص قرار می­گیرد که تعویض بیرینگ اجتناب­ناپذیر می­باشد.

تکنیک دیگری که جهت شناسایی عیوب و پایش وضعیت بلبرینگ مورد استفاده قرار می­گیرد، روش Envelope می­باشد. در سالهای اخیر، آنالیز Envelope بعنوان اصلی­ترین تکنیک تحلیل طیف ارتعاشی جهت شناسایی و تشخیص عیوب بیرینگ­های غلطشی در مراحل ابتدایی در صنایع مورد استفاده قرار گرفته است. روش Envelope در اوایل دهه ۱۹۷۰ توسط یک شرکت تکنولوژی مکانیکی به نام Darlow ابداع گردیده و در ابتدا به عنوان تکنیک “تشدید در فرکانس بالا” نام­گذاری گردید.

BCS , Envelope و کاربرد آن در تشخیص خرابی و پایش وضعیت بلبرینگ

تکنیک Envelope روش شناخته شده­ای جهت استخراج ضربات هارمونیک از سیگنال ارتعاشی یک تجهیز می­باشد. این روش قادر به استخراج ضربات با انرژی بسیار پایین و حتی نهان در سیگنالهای ارتعاشی دیگر می­باشد.

اساس این تکنیک بر پایه این ایده استوار است که هر بار عیب ایجاد شده بر روی یک سطح از بیرینگ غلطشی تحت بار با سطح دیگری از بیرینگ تماس می­یابد، یک ضربه ارتعاشی ایجاد می­گردد. مدت زمان ایجاد ضربه، به نسبت بازه زمانی بین ضربات ایجاد شده، بسیار کوچک خواهد بود و بنابراین انرژی این ضربه بر روی گستره فرکانسی وسیعی پخش می­گردد.

از آنجائیکه یک ضربه هارمونیک با زمان تکرار T، دارای طیف خطی متناظر شامل کلیه هارمونیک­های فرکانس تکرار ۱/T می­باشد، لذا ارتعاش ناشی از عیب بیرینگ، در تمام طول فرکانسی طیف مشاهده خواهد شد.

در روش Envelope یک فیلتر میانگذر (Band-pass Filter) به مرکزیت فرکانسی مشخص، قسمت انتخاب شده از طیف فرکانسی را فیلتر کرده و نتیجه این عمل به فرکانسهای پایین شیفت داده می­شود.

نتیجه این عمل آن است که هارمونیک­های بالای فرکانسهای خرابی بیرینگ که در مراحل اولیه خرابی ظاهر می­شوند و در طیف فرکانسی قابل تشخیص نمی­باشند، به کمک این روش به فرکانسهای پایین شیفت یافته و آشکار می­شوند و می­توان از آنها جهت تشخیص خرابی بیرینگ استفاده نمود.

با توجه به اساس کار این روش، مشاهده می­گردد که این روش امکان پیش­بینی زمان کارکرد قابل قبول بیرینگ را فراهم نموده و این فاکتور برتری این روش به روش قبلی است.

با توجه به مطالب ارائه شده، بدیهی است که جهت تشخیص هر چه سریعتر خرابی و پایش وضعیت بلبرینگ در مراحل اولیه آن و تحت کنترل در آوردن خرابی، نیاز است تا خرابی بیرینگ در فرکانسهای بالا تشخیص داده شود. جهت انجام این کار باید ابزاری که توانایی تحلیل طیف فرکانسی در فرکانسهای بالا را دارا باشد، مورد استفاده قرار گیرد.

رویکرد این مقاله بررسی نتایج استفاده مناسب از ابزارهای جدید در تشخیص سریعتر و بهتر عيوب ایجاد شده در ماشین آلات و تحت کنترل درآوردن عیوب می­باشد. در این راستا و با توجه به مقدمات ارائه گردیده، از دستگاه آنالایز ارتعاشات جهت تشخیص خرابی در بیرینگ­ها استفاده می­گردد.

دستگاه آنالایز ارتعاشات جهت تحلیل خرابی در بیرینگ­های غلطشی دارای سه ابزار (Module) می­باشد

  1. طیف فرکانسیFFT             تا ۲۰KHz .
  2. طیفEnvelope                    تا ۲۰KHz.
  3. طیفBCS/SED        از۲۰KHz  تا ۶۰KHz.

BCS تلخیصی از عبارت Bearcon Signature Analysis می­باشد که این روش، تکمیل کننده روش Bearcon Method می­باشد. روش Bearcon Method جهت تخمین وضعیت و پایش وضعیت بلبرینگ بکار گرفته می­شود و سعی دارد تا ضربات ناگهانی (Shock Impulse) و ارتعاشات در سطح بیرونی تجهیز و بدنه بیرینگ را مورد تحلیل و ارزیابی قرار دهد.

در این روش، یک سنسور ارتعاشی از نوع شتاب سنج که دارای فرکانس تهییج تقریبی KHz۳۲ می­باشد، مورد استفاده قرار می­گیرد. سنسور، ارتعاشات مکانیکی را به سیگنال الکتریکی تبدیل می­نماید. ضربات ناگهانی، سنسور را در فرکانس تهییج یعنی KHz۳۲، تحریک نموده و سپس به خروجی سیگنال الکتریکی اضافه می­شوند. در این حالت سیگنال خروجی سنسور، معرف هر دو مؤلفه ارتعاشات و ضربات ناگهانی در نقطه اندازه­گیری خواهد بود. جهت جداسازی ارتعاشات پر انرژی و فرکانس پایین تجهیز و همچنین اغتشاشات الکتریکی موجود در فرکانسهای بالاتر، سیگنال خروجی سنسور از یک فیلتر با محدوده ۱۵ تاKHz ۶۰ عبور داده می­شود. غالباً تنها ضربات ناگهانی در سیگنال خروجی باقی می­مانند. سپس یک اندازه گیر مقدار بیشینه (Peak Value Detector)، انرژی موجود در سیگنال ناشی از ارتعاشات ناگهانی را اندازه­گیری نموده و نتیجه اندازه­گیری را در واحد BCU نمایش می­دهد.

روش BCS بر پایه روش Bearcon Method می­باشد، تنها با این تفاوت که در این روش سیگنال خروجی سنسور پس از عبور از یک فیلتر بالا گذر، وارد یک آشکارساز و یکسوکننده مقدار بیشینه با سرعت بالا(High-Speed-Peak-Detector-Rectifier)  شده و envelope مربوط به تابع زمان آن معین می­گردد و در نتیجه قسمت میرای هر ضربه ناگهانی حذف می­گردد. این سیگنال بوسیله تبدیل فوریه به دامنه فرکانسی تبدیل می­گردد. فرکانس خطوط طیفی بدست آمده، دقیقا با نرخ تکرار ضربات ناگهانی برابر بوده و در نتیجه فرکانسهای نمونه خرابی قطعات دوار بیرینگ­های غلطشی برابر خواهد بود. با تعاریف ارائه شده، مشاهده می­گردد که روشهای Bearcon و Bearcon Signature روشهای تکمیلی بر روش Envelope در پایش وضعیت بلبرینگ می­باشند.

در این مقاله سعی بر آن است تا از ابزار BCS در جهت تشخیص به موقع عیوب و پایش وضعیت بلبرینگ استفاده نموده و نتایج بدست آمده از استفاده از این ابزار با روشهای قبلی تشخیص عیوب مقایسه گردد.

 

محیط داده برداری و دستگاه مورد بررسی در پایش وضعیت بلبرینگ

جهت داده برداری و جمع­آوری اطلاعات، یکی از تجهیزات حساس خط تولید فاز یک پتروشیمی، جعبه دنده مربوط به راکتورهای واحد CTA، در نظر گرفته شده است. راکتورهای واحد CTA وظیفه اکسید نمودن پارازایلین (خوراک اولیه) را در ابتدای خط تولید مجتمع بر عهده داشته و به همین جهت، یکی از حساسترین تجهیزات مجتمع و قلب تپنده واحد محسوب می­گردند. فاز یک پتروشیمی مشتمل بر سه کارخانه مجزای CF ، PTA و PET می­باشد. واحد PTA به عنوان تامین­کننده خوراک واحد PET می­باشد.

واحد CTA1، دارای دو راکتور با ظرفیت هر یک ۶۴tons/hour می­باشد. هر یک از دو راکتور دارای یک همزن (Agitator) می­باشد که نیروی محرکه آن از یک الکتروموتور کوپل شده به یک جعبه دنده تامین می­گردد. الکتروموتور تامین کننده دور ورودی این جعبه دنده، دارای دو دور متغیر با مقادیر ۹۹۲rpm و ۱۴۹۱rpm می­باشد. شکل شماتیکی از مجموعه راکتور و جعبه دنده مذکور، در شکل شماره ۱ آمده است:

پایش وضعیت بلبرینگشکل ۱: نمای کلی مجموعه راکتور همزن و جعبه دنده.

داده برداری و تحلیل آن

آنچه گروه پایش وضعیت پتروشیمی   بدنبال دستیابی به آن است، روشن ساختن نقش استفاده از ابزارهای مناسب در تشخیص سریعتر عيوب ایجاد شده و تحت کنترل در آوردن آنها می­باشد. به این منظور و باتوجه به مقدمات ارائه شده، در این بخش سعی می­گردد تا نقش استفاده از ابزار BCS در تشخیص سریعتر و در نتیجه کنترل عیوب ایجاد شده و نتایج حاصله مورد بررسی و مطالعه قرار گیرد. برای نیل به این هدف، دو تجربه عملی از خرابی ایجاد شده بر روی بیرینگ­های جعبه دنده راکتورهای واحد CTA1 از لحاظ زمان، سرعت و نحوه تشخیص عیب مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

تشخیص خرابی با استفاده از طیف فرکانسی

جعبه دنده همزن راکتورهای واحد CTA در برنامه روتین ماهانه داده برداری واحد پایش وضعیت فاز یک این پتروشیمی قرار دارند. پس از داده برداری و بررسی، تغییراتی در وضعیت ارتعاشی جعبه دنده راکتور B مشاهده شد. این تغییرات در صدای تجهیز نیز قابل مشاهده بود.

پس از بررسی­های دقیق­تر از تجهیز، مشاهده شد که تغییرات ایجاد شده، بیشتر در طیف فرکانسی و مقدار(Bearing Condition Unit) BCU  مربوط به نقطه ۳ (Gearbox Input Shaft Bearing) در راستای عمودی (V3) می­باشد. در ادامه، طیف فرکانسی تجهیز در زمان کارکرد در حالت نرمال و کارکرد تجهیز در زمان خرابی و همچنین ترند BCU نشان داده شده است.

پایش وضعیت بلبرینگشکل ۲: طیف فرکانسی V3 پیش از خرابی.

 

پایش وضعیت بلبرینگشكل ۳: طیف فرکانسی V3 پس از خرابی.

 

پایش وضعیت بلبرینگشکل ۴: ترند BCU مربوط به V3.

همانطور که در شکل ۳ مشاهده می­گردد، در طیف فرکانسی مربوط به آخرین داده برداری­ها، فرکانس­هائی با اختلاف ۲۵HZ که مربوط به دور ورودی جعبه دنده می­باشد در تمام طیف ایجاد شده است. ضمناً بیشترین تغییرات در محدوده فرکانسی ۴۴۰-۵۰۰HZ مشاهده می­شود که در شکل ۵ بازه کوچکتری از طیف­ها نشان داده شده است.

پایش وضعیت بلبرینگشكل ۵: طیف فرکانسی V3 پیش از خرابی.

 

پایش وضعیت بلبرینگشکل ۶: طیف فرکانسی V3 پس از خرابی.

 

در شکل شماره ۶ مشاهده می­شود که فرکانسی در نزدیکی ۲*GMF (Idler Shaft) ایجاد شده و دو Band Side به اختلاف ۲۵HZ در دو طرف این فرکانس بوجود آمده است. در بررسی موضوع مشخص شد که این فرکانس می­تواند مربوط به ۲* BPFI (Ball Pass Frequency Inner Race) بیرینگ ۲۲۳۱۸ (مربوط به شفت ورودی جعبه دنده) باشد که وجود این فرکانس به همراه Side Band های ۲۵HZ در دو طرف، مشخصه خرابی در قسمت کنس داخلی بیرینگ می­باشد. ضمناً در نتایج حاصله از آنالیز روغن افزایش مقدار Fe (آهن) مشاهده شده، که این امر نیز در اثر خرابی بیرینگ بوده است.

با توجه به دلایل ارائه شده و تشخیص وجود خرابی در کنس داخلی بیرینگ ورودی جعبه دنده، جهت تعویض بیرینگ معیوب دستور کار تعمیراتی صادر گردید. ضمناً در اظهار نظر صادر شده به این نکته اشاره گردید که کارکرد تجهیز بصورت طولانی مدت پس از ایجاد خرابی در کنس داخلی بیرینگ مناسب نمی­باشد و توصیه گردید در اولین زمان ممکن نسبت به تعویض بیرینگ­های ورودی جعبه دنده جهت جلوگیری از آسیب رساندن به سایر قسمت­ها اقدام شود. پس از تحویل تجهیز به واحد تعمیرات، تعویض بیرینگ ورودی جعبه دنده انجام شد، که آثار خرابی بر روی کنس داخلی این بیرینگ مشهود بود. پس از تعویض بیرینگ ورودی، تجهیز مذکور ابتدا با دور پایین (Low Speed) و سپس در حالت دور بالا (High Speed) در سرویس قرار گرفت که شرایط ارتعاشی آن نرمال بود. در شکلهای ۷، ۸ و ۹ طیف فرکانسی تجهیز در زمان کارکرد تجهیز پس از تعویض بیرینگ و همچنین ترند BCU نشان داده شده است.

پایش وضعیت بلبرینگشكل ۷، طیف فرکانسی مربوط به V3 پس از تعویض بیرینگ ورودی جعبه دنده

 

پایش وضعیت بلبرینگشکل ۸: ترند BCU مربوط به V3 پس از تعویض بیرینگ ورودی جعبه دنده

همانطور که در مطالب قبلی نیز اشاره شده بود، خرابی ایجاد شده بیشترین تغییرات را در بازه فرکانسی ۴۰۰-۵۵۰Hz کرده بود که در ادامه طیف فرکانسی این بازه نمایش داده شده است.

پایش وضعیت بلبرینگشکل ۹: بزرگنمایی طیف فرکانسی مربوط به V3 پس از تعویض بیرینگ ورودی جعبه دنده

تشخیص خرابی و  پایش وضعیت بلبرینگ با استفاده از تکنیک طیف BCS

با توجه به تعاریف و مفاهیم ارائه شده در خصوص ابزار طیف BCS، استفاده از این ابزار سبب تسریع و تسهیل در شناسایی عیوب بیرینگ­های غلطشی می­گردد. با هدف دستیابی به نتایج فوق، گروه پایش وضعیت شرکت پتروشیمی شهید   اقدام به فعالسازی ابزار BCS بر روی دستگاه­های ارتعاش برداری Vibrotest60 این شرکت نمود و با هدف اولیه طرح آموزشی-آزمایشی، برنامه­ای جهت داده برداری طیفی BCS، از تجهیزات حساس واحدهای زیرمجموعه تعریف گردید. با توجه به حساسیت راکتورهای واحد CTA، این راکتورها نیز در برنامه داده برداری طیف BCS قرار گرفته و بصورت دوره­ای، داده برداری از تجهیزات آغاز گردید. در ترند BCU مربوط به جعبه دنده راکتورRA-1301A  واحد CTA، روند رو به رشد و در طیف BCS آن فرکانسهای خرابی مشاهده گردید.

پایش وضعیت بلبرینگشکل ۱۰: ترند BCU مربوط به V3 جعبه دنده راکتور A.

 

پایش وضعیت بلبرینگشکل ۱۱: مقایسه ترند BCU و RMS مربوط به V3 پس از شروع خرابی بیرینگ ورودی جعبه دنده .

همانگونه که در شکل شماره ۱۱ مشاهده می­گردد، با وجود روند رو به رشد مقادیر BCU مربوط به نقطه V3 که نشان دهنده شروع و روند در حال رشد خرابی می­باشد، مقادیر RMS در همان نقطه تقریباً ثابت بوده و تغییرات چندانی ندارد.

پایش وضعیت بلبرینگشکل ۱۲، طیف BCS مربوط به H3 پس از شروع خرابی

 

پایش وضعیت بلبرینگشکل ۱۳، طیف Spectrum مربوط به H3 پس از شروع خرابی

با مقایسه طیف BCS مربوط به نقطه H3 (شکل ۱۲) و طیف فرکانسی همان نقطه در ابتدا شروع خرابی (شكل ۱۳)، مشاهده می­گردد که فرکانسهای خرابی بیرینگ در طیف BCS به وضوح قابل تشخیص می­باشند، در حالیکه در طیف فرکانسی همان نقطه، آثاری از خرابی بیرینگ دیده نمی­شود.

پایش وضعیت بلبرینگشکل ۱۴، طیف BCS نقطه H3 بعد از رشد خرابی در تاریخ

با مقایسه شکلهای ۱۲ و ۱۴ مشاهده می­شود که پیک­های موجود بر فرکانسهای خرابی بیرینگ ۳۱۳۱۷J2 (مربوط به شفت ورودی جعبه دنده) منطبق بوده و کلیه فرکانسهای خرابی بیرینگ با گذشت زمان رشد نموده­اند. ولی با مقایسه میزان رشد فرکانسهای خرابی مشاهده می­گردد که پیک منطبق بر فرکانس ۲۲۹٫۹Hz مربوط به BPFI (Ball Pass Frequency Inner Race) بیشترین نرخ رشد را دارا می­باشد. در بررسی بیشتر مشاهده گردید که هارمونیک­های فرکانس­های (BPFI) 229.9Hz و (Rolling Element Ball Pass Frequency) نیز در طیف BCS قابل مشاهده می­باشند.

پایش وضعیت بلبرینگشكل ۱۵: هارمونیک دوم و چهارم BPFI.

 

پایش وضعیت بلبرینگشکل ۱۶: هارمونیک­های مربوط به Rolling Element BPF.

با توجه به دلایل ارائه شده و تشخیص شروع خرابی در کنس داخلی بیرینگ ورودی جعبه دنده، به گروه مکانیک اعلام نظری مبنی بر آمادگی و تامین متریال مورد نیاز ارسال گردید. ضمناً در اظهار نظر صادر شده به این نکته اشاره گردید که کارکرد تجهیز در حال حاضر بلامانع بوده و تجهیز مورد نظر بصورت Close Monitoring تحت نظر گروه پایش وضعیت قرار گرفته و در زمان لازم جهت انجام کار تعمیراتی، دستور کار تعمیراتی صادر خواهد شد.

پس از اطلاع رسانی به گروه اجرائی جهت آمادگی و تهیه متریال مورد نیاز، روند پیشرفت خرابی بصورت مداوم توسط این واحد مورد ارزیابی قرار گرفت. در طیف فرکانسی تجهیز، برای اولین بار مقدار ۵۰۰ هرتر که معادل ۳*BPFO است، رشد نمود که این نشان دهنده تشدید خرابی در بیرینگ ورودی بود (شکل ۱۷).

پایش وضعیت بلبرینگشكل ۱۷: رشد فرکانس ۳*BPFO در طیف فرکانسی نقطه H3.

با مشاهده افزایش میزان خرابی و لزوم تعویض بیرینگ، دستور کار تعمیراتی جهت تعویض بیرینگ نقطه ۳ صادر شد و تجهیز در اولین توقف واحد، جهت تعویض بیرینگ در اختیار گروه تعمیرات ماشینری قرار گرفت. پس از تعویض بیرینگ ورودی گیربکس، تجهیز راه اندازی گردید و شرایط ارتعاشی آن نرمال گردید. در شکلهای ۱۸، ۱۹ و ۲۰ طیف فرکانسی مربوط به نقطه H3 و همچنین طیف BCS آن، پس از تعویض بیرینگ نشان داده شده است. همانگونه که در شکل ۱۸ مشاهده می­گردد، فرکانس Hz ۵۰۰ مربوط به خرابی بیرینگ در طیف فرکانسی با تعویض بیرینگ، از بین رفته است. همچنین در شکل ۱۹ مربوط به طیف BCS، آثار مربوط به خرابی بیرینگ مشاهده نشده و مقدار BCU نیز با توجه به شکل ۲۰ بسیار کاهش یافته است.

شکل ۱۸: طیف فرکانس مربوط به H3 پس از تعویض بیرینگ.

 

پایش وضعیت بلبرینگشکل ۱۹: طیف BCS مربوط به H3 پس از تعویض بیرینگ.

 

پایش وضعیت بلبرینگشکل ۲۰: ترند H3 مربوط به H3 پس از تعویض بیرینگ.

با توجه به مطالب بالا، مشاهده می­شود که با بکارگیری ابزار BCS در خصوص تجهیز مذکور، در تشخیص عیب ایجاد شده تسریع گردیده و این امر زمان لازم جهت تامین قطعه یدکی و برنامه­ریزی جهت انجام کار تعمیراتی را برای گروه­های تعمیراتی فراهم می­نماید.

همانگونه که در بخش “تشخیص خرابی با استفاده از طیف فرکانسی” مشاهده گردید، در روش طیف فرکانسی، فاصله زمانی مابین تشخیص اولیه خرابی، صدور دستور کار تعمیراتی  و تعویض بیرینگ معیوب توسط گروه تعمیرات بسیار کوتاه و کمتر از یک ماه می­باشد، که نشان دهنده رشد بسیار سریع خرابی پس از تشخیص خرابی توسط گروه پایش وضعیت است. این فاصله بسیار کوتاه زمانی بین تشخیص خرابی و نیاز به تعویض بیرینگ معیوب، سبب می­گردد تا گروههای تعمیراتی و تولید، زمان لازم جهت کسب آمادگی کافی را نداشته باشند.

ولی در خصوص روش BCS همانگونه که در بخش “تشخیص خرابی با استفاده از تکنیک طیف BCS” مشاهده گردید، فاصله زمانی شش ماهه بین تشخیص اولیه ، صدور دستور کار تعمیراتی  و تعویض بیرینگ معیوب، فاصله زمانی نسبتاً طولانی است که این امر ، کسب آمادگی لازم و کافی (از لحاظ قطعات و ابزار آلات مورد نیاز) و برنامه­ریزی جهت توقفات لازم را جهت گروههای تعمیراتی و تولید امکانپذیر می­نماید.

 

نتیجه­ گیری

خرابی یاتاقانها در مراحل اولیه دارای ارتعاشاتی با فرکانسهای بسیار بالا می­باشد و BCS ابزاریست جهت تشخیص آن. همانگونه که مشاهده گردید، با استفاده از آن این امکان فراهم می­گردد تا خرابی تجهیزات هرچه دقیقتر و در مراحل اولیه تشخیص داده شده و تحت کنترل واحد های تعمیراتی در آید.

تشخیص خرابی در مراحل اولیه و تحت پایش قرار دادن روند خرابی از نزدیک سبب می­گردد تا:

  • با اعلام زود هنگام خرابی به گروههای تعمیراتی و بهره­برداری آمادگی لازم جهت برنامه­ریزی توقف تولید و اجرای تعمیرات، تامین قطعه یدکی و تجهیزات مورد نیاز ایجاد نمود.
  • تعیین زمان انجام تعمیرات توسط گروههای اجرائی و نه توسط خرابی.
  • کاهش هزینه­های تعمیراتی و مدت توقف تولید.
  • جلوگیری از گسترش خرابی و ایجاد خرابی­های جانبی.
  • افزایش قابلیت اعتماد.

امکان پذیر گردد.

منبع: علی موسوی، رضا رضوی دیزجی، کورش عباسی، پویان هوشمندان ” نمایش توان ابزار BCS جهت تشخیص دقیقتر و زودهنگام خرابی یاتاقانها مورد کاوی در جعبه دنده همزن رآکتور پتروشیمی  ” چهارمین کنفرانس تخصصی پایش وضعیت و عیب­یابی ماشین­آلات ایران. تهران. دانشگاه صنعتی شریف، اسفند ۱۳۸۸

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.